دوشنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۳

چشم و دلم پس چی....


هر چی هم محکم که گوشاش رو ميگرفت،، نميتونست جلوی شنيده شدن رو بگيره
.....آخه برای جلو گيری از شنيدنش ، بيشتر از اين ها دست لازم داشت

هیچ نظری موجود نیست: