از شنيدن صدای تکراری "نمی تونم درونش" خسته شده بود
سعی ميکرد صاف راه بره ولی کمرش فرو تن شده بود
يک دستی به ريش های سفيد و پر پشتش کشيد، ديگه اون محاسن براش حسنی نداشت
....ميخواست از گره اي که به زمان خورده بود جدا بشه
رفت به سمت چشمه ، صورتش رو يک بار ديگه با آب سردش شست ، امّا گرد پيری همينجور سر جاش بود
سعی ميکرد صاف راه بره ولی کمرش فرو تن شده بود
يک دستی به ريش های سفيد و پر پشتش کشيد، ديگه اون محاسن براش حسنی نداشت
....ميخواست از گره اي که به زمان خورده بود جدا بشه
رفت به سمت چشمه ، صورتش رو يک بار ديگه با آب سردش شست ، امّا گرد پيری همينجور سر جاش بود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر