دوشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۳

به کوی ميکده يا رب سحر چه مشغله بود........

شکمی گشنه ،چشمانی سير
بازوانی ضعيف ، روحی قوی
سری کوچک ، فکری بزرگ
نور چشمی کم ، ديدی وسيع
يک جفت کفش و مليون ها جفت چشم مردمی کور که او را نديدند
و بی تفاوت از کنارش عبور کردن
??چه کنيم با اين درد دندان

هیچ نظری موجود نیست: