دوشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۳

اگر بار گران بوديم رفتيم، ولی هی بر ميگرديم


تصميمی گرفتم بس دشوار ، انقد که بايد تمام وقت و انرژی را صرفش کنم، انقد که بايد دوستان
کمتر ديده ، خواب کمتر کرده، بلغور کمتر سر هميده و هفته اي را اسيرش باشم،
دوستش دارم وقتی دوستم دارد ، ولی نه اکنون، اکنون بسيار وحشی و سرکش است
هر قدمی که به سويش بر ميدارم ، لرزه بيشتر بر اندامم می افتد.
خب پس اگر جنازه ی مرا در رود کارون يا اروند رود يافتيد بدانيد که کار اين احتمال است!!
باشد که محتمل شويم و احتمالن احتمال را پاس کنيم!!!

هیچ نظری موجود نیست: