!!!ميشنوی!!!
صدای ضربه های پيوسته ی جوانکی به دری،
صدای ناله ی پيره زنی عجوزه،
صدای، بی صدای دل شکسته ی مادری،
صدای دويدن کودکی برای هدفی بزرگ،
صدای نفس نفس زدن پدری چاق و تنومند که 1 آرزو بيشتر ندارد،
صدای آژير آمبولانس، و همچنان جوانک ميکوبد و منتظر است که کارکنان بيمارستان از ناهار
و نماز برگردند.
صدای ناله ی پيره زنی عجوزه،
صدای، بی صدای دل شکسته ی مادری،
صدای دويدن کودکی برای هدفی بزرگ،
صدای نفس نفس زدن پدری چاق و تنومند که 1 آرزو بيشتر ندارد،
صدای آژير آمبولانس، و همچنان جوانک ميکوبد و منتظر است که کارکنان بيمارستان از ناهار
و نماز برگردند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر