چنديست پريم نيست ، هست ولی دور است ، انقدر دور که نميبينمش با چشم... چشم دلم خود را کوچک کرده ، آخر
در اين دل تنگ جايی برايش باقی نيست.
پريم هست بی بال
فرشته اي روی زمين، اون دور دورا ، توی خونشون با شوهر خوب و نازنازيش با هم ديگه حرف ميزنن
حرف های خوب خوب ميزنن ،
گاهی هم از اميد ميگن ، که چه جوره اين گل پسرم ، شيره ی جونو جگرم؟
خواستم بگم که من خوبم، خيلی خوبم ،
کارای خوب خوب ميکنم، دست به گلا نميزنم!
دوسم داری يک عالمه ، قدر قديم يک قابلمه؟
يادت باشه دوست دارم ، قدر زمين و آسمون.
و آخرش اينو بگم ، مبارک تولده ، تولد پری گله
فرشته اي روی زمين، اون دور دورا ، توی خونشون با شوهر خوب و نازنازيش با هم ديگه حرف ميزنن
حرف های خوب خوب ميزنن ،
گاهی هم از اميد ميگن ، که چه جوره اين گل پسرم ، شيره ی جونو جگرم؟
خواستم بگم که من خوبم، خيلی خوبم ،
کارای خوب خوب ميکنم، دست به گلا نميزنم!
دوسم داری يک عالمه ، قدر قديم يک قابلمه؟
يادت باشه دوست دارم ، قدر زمين و آسمون.
و آخرش اينو بگم ، مبارک تولده ، تولد پری گله
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر