سه‌شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۵

حس, از آشنای قديمی


چقد حس بدی ميده به يک مادری اگه بگی بچه اش رو بهتر ازش ميشناسی
ولی خب اشتباه ميکنه ديگه، اگه بچش رو مثل ما ميشناخت ، تا حالا دق کرده بود ، تموم شده بود

جمعه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۵

لوپ بی نهايت

قلبا دو دسته ان
يکی اون دسته که حسابی جا دارن و دلشون کتک ميخواد
يکی هم اون دسته که جا ندارن و اگه بزنيشون ورم ميکنن و جا دار ميشن
دستهء کتک خوردهء دوم، تحت يک فرايند سريع تبديل ميشن به دسته اوّلی، و

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۵

هزار پا

هزار پای قصهء ما که بد فرم به پاهاش مينازيد، به خاطر 1 جفت از پاهاش در گلزار روزگار اساسی زمين گير شد