دوشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۳

فقط دوسش داش

گاهی دوس داشتنش خرابکاری ميکرد، فقط برای خودش می خواستش
دوس داش کسی با اون حرف نزنه، دوس داشت کسی به اون نگاه نکن
دوس داشت اون هيچ جا رو نبينه، دوس داشت اون لال باشه
اصلا دوس داشت دوستش ديونه باشه
اينقد سعی کرد، که ديگه اون دوست، هيچ وقت دستش رو به دست دوست قديميش نداد

هیچ نظری موجود نیست: