چیزایی که دوس دارم، چیزایی که دوس دارین، چیزایی که ممکنه دوس داشته باشیم
اينقدر بارونش قابل لمس بود که ديگه نمی تونست به ياد بياره اين همه زندگی توی ابر های سياه بوده(چقدر زيبا گريه ميکنن ابرهای سياه و زشت)
ارسال یک نظر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر