شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۷

ياغی

دل را به دريا من زدم
سر را به سودا من زدم
من عاشق این کار من
من بلبلان همکار من
من آسمان هم راه من
من می پرستان يار من
از در چو تو داخل شوی
با ما زسر هم ره شوی
گويند تو هم ياغی شوی
مجنون این بی غم شوی
ياغی تو شو ای جان من
ای مونس تنهای من
ای جان بی پايان من
ای لحظهء آرام من

هیچ نظری موجود نیست: