یکشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۴

ديوار مفت برای عاقلان


چهارصد و سی سه بار با مغز رفتم تو ديوار
روز هنگام ديوانه ای ديدم که قه قهه ميزد ، بسی شاد بود ، سفيد دندوانش ميخنديد ، گريه نميکرد ، اشک نميريخت

هیچ نظری موجود نیست: