چیزایی که دوس دارم، چیزایی که دوس دارین، چیزایی که ممکنه دوس داشته باشیم
چهارصد و سی سه بار با مغز رفتم تو ديوارروز هنگام ديوانه ای ديدم که قه قهه ميزد ، بسی شاد بود ، سفيد دندوانش ميخنديد ، گريه نميکرد ، اشک نميريخت
ارسال یک نظر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر